آنچه باید درباره تفاوت و اختلاف، در رابطه‌ی سالم هم وجود دارد. بدانید - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 4:35
در این مطلب، جزئیات مربوط به «تفاوت و اختلاف، در رابطه‌ی سالم هم وجود دارد. » ارائه شده است. وقتی در رابطه فکر می‌کنی هر اختلافی یعنی «ما مناسب هم نیستیم»این نگاه، رابطه را به آزمونی دائمی تبدیل می‌کند. انگار باید همیشه هماهنگ باشید، وگرنه نتیجه می‌گیری که انتخاب‌تان اشتباه بوده. اما تفاوت و اختلاف،...
غزل. شکسته نمی شویم، اگر چه بُریده ای ! در کانون توجه - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 1:39
گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «غزل. شکسته نمی شویم، اگر چه بُریده ای !». شکسته نمی شویم، اگر چه بُریده ای !خسته نمی شویم ، اگر پا کشیده ای ! گاهی به حسبِ حال ، گِله ای می رودپشتِ در خیالیم ، باشد که دویده ای ! ما را مقصد تویی ! اگر گریزت شد ...خوش،انصاف ! به مقصد رسیده ای؟ اینحا که از هوای عشق ما...
خودت را تباه نکن؛ روایت کامل - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 1:39
آنچه تاکنون درباره «خودت را تباه نکن» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم. اینکه هیچ توقعی نداشته باشید بدین معنی است که دارید در لحظه زندگی می‌کنید ؛ نه نگران آینده‌اید و نه سعی می‌کنید گذشته را فراموش کنید ، بلکه به‌ سادگی هر موقعیتی را که برایتان پیش می‌آید با آغوش باز می‌پذیرید ...اینکه همه ...
آنچه باید درباره فرصتی پیش نیامد که به دردم برسم بدانید - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 1:39
گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «فرصتی پیش نیامد که به دردم برسم». فرصتی پیش نیامد که به دردم برسمبه دلم ، آن که به قربان تو کردم برسمفرصتی پیش نیامد به خودم فکر کنمیا به این چهره ی آشفته و زردم برسممدتی با نفس گرم تو همـراه شـومبه حساب غم نفرین شده هردم برسمآنچنان دور شدم از خودم و خاطره امنور بای...
روایت تازه از غزل. قصه ام شد ، که مرهَم باشد - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 1:39
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «غزل. قصه ام شد ، که مرهَم باشد» را در ادامه بخوانید. قصه ام شد ، که مرهَم باشدهر کجا بود ، به یادم باشد اگرم خوشه ی گندم خواستمبزند قیدِ بهشت ، جراتِ آدم باشد به خزان گر برسم ، تابشِ او مثل خورشید اگر کم ، باشد من به او تکیه کنم ، مثل دو کوهسایه وار ، پشت و پناهم باشد ...
شرابخوار تا چهل روز نمازش قبول نیست. - تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:38
آیت الله انصاری همدانی رحمت الله علیه:حسین بن خالد گفت: به ابوالحسن, عرض کردم ما از حضرت رسول صلی الله علیه وآله روایت کردیم که فرمود: شرابخوار تا چهل روز نمازش قبول نیست. فرمود: درست است. عرض کردم چگونه نمازش تا چهل روز قبول نمی‌شود، نه کمتر نه بیشتر؟فرمود: خداوند متعال خلقت انسان را مقدر فرمود و د...
غزل. حدیثی رفت : که عشق ماندنی است - تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:38
حدیثی رفت : که عشق ماندنی استپیام چشم یار و خیال ،خواندنی است یک غمزه و پریشانی مویش کفافمیلِ ما را همین ها ، کشاندنی است دلی که من دیده ام ، مستعد عشق بودبذر عشق ، در این دل نشاندنی است اما چُنین حُسنی که یار من دارد ما را تا ابَد ، پیِ خویش دواندنی است ما با خیال و او بی خیالِ ماستتشنه را ، امید س...
چرا بعضی‌ها بعد از یک اختلاف کوچک خیلی زود ناامید می‌شوند؟ - تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:38
چرا بعضی‌ها بعد از یک اختلاف کوچک خیلی زود ناامید می‌شوند؟اگر کسی باور داشته باشد که رابطه باید همیشه بی‌نقص باشد، هر اختلاف کوچکی برایش نشانه شکست است. در حالی که تعارض بخش طبیعی هر رابطه انسانی است. رابطه‌های سالم با مدیریت اختلاف‌ها قوی‌تر می‌شوند. نه با نبودن کامل آن‌ها. @RavanTrapy | روانشناسی ...
من از سهمم راضی ام - تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:38
من از سهمم راضی ام .... با خیالت .... " controls="controls" autoplay="autoplay" loop="loop" style="max-width:95%;">ساخت کد موزیک
از مسیر تو رد بشه - تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:38
✨✨جوری باش که اگر او خواست آرام دل کسی باشهبر تو نظر کنه و از مسیر تو رد بشه#عشق#او " controls="controls" autoplay="autoplay" loop="loop" style="max-width:95%;">ساخت کد موزیک
دوستی پادشاه - تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:38
هو‏۱۲۱عزیزالدین نسفی:ای درویش!دوستی پادشاهی، و وزیری، و خواجگی و رئیسی و پیشوائی؛ و شیخی، و واعظی، و قاضی‌ای، و مدرسی، و مانند این جمله درهای دوزخ‌اند. و نادان همه روز در سعی آن باشد که درهای دوزخ بر خود بزرگ‌تر و فراخ‌تر کند. و دانا آن کس است که درهای دوزخ بر خود تنگ‌تر می‌کند، و بر خود می‌بندد. و ...
مهم نیست ، حل می شود ! - تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:38
ما به هرکه رسیدیم ، لبخند زدیمو افسوس کسی از زخم‌های ما سراغی نگرفتاگر هم سراغی گرفتندبا یک کلمه جوابمان را دادندمهم نیست ، حل می شود !~ فریدون فرخزاد˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙ " controls="controls" autoplay="autoplay" loop="loop" style="max-width:95%;">ساخت کد موزیک
غزل. شاید میوه ی رسیده ، دلش دارد - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:30
غزل. شاید میوه ی رسیده ، دلش دارد غزل. شاید میوه ی رسیده ، دلش داردشاید کسی از آن بلد باشدیا عاشقی ، قشنگ بلد باشد شاید میوه ی رسیده ، دلش داردمشتاق دستی در این سبد باشد ای کاش قاصدی ، نامه ای ، چیزی ...نسخه ی حیات این جسد باشد من دیوانه ، او که عاقل است ، چرا رفته ؟می تواند ؟ مدیونِ من تا اَبَد باش...
آمده‌ایم تاثیر بگذاریم و - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:30
آمده‌ایم تاثیر بگذاریم و آمده‌ایم تاثیر بگذاریم و‌مهم این است که باور داشته باشیم که آمده‌ایم تاثیر بگذاریم و تغییر بدهیم ؛ نیامده‌ایم که فقط «باشیم» و بودنی بدون شدن را تجربه کنیم !~ نادر ابراهیمی~ ابوالمشاغل‌˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙آمارگیر وبلاگ " controls="controls" autoplay="autoplay" loop="loop" ...
خلوت خاطر ما را به شکایت مَشِکن - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:30
خلوت خاطر ما را به شکایت مَشِکن خلوت خاطر ما را به شکایت مَشِکن‌ #هوشنگ_ابتهاجخلوت خاطر ما رابه شکایت مَشِکنکه من از وی شدم ای‌ دلبه خیالی خرسند...••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌• @KalameJan •••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••‌آمارگیر وبلاگ " controls="controls" autoplay="a...
بر روی شانه کسی که دوستش داریم ... - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:30
بر روی شانه کسی که دوستش داریم ... بر روی شانه کسی که  دوستش داریم ...♥️ سوزان علیوانجهان استوار نمی‌ماند ،مگر با سری خمیدهبر روی شانه کسی کهدوستش داریم ...••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌• @KalameJan •••┈┈┈❥ آمارگیر وبلاگ " controls="controls" autoplay="au...
هر که نماز برای آن می گزارد تا به پشتیِ آن، نان خورد - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:30
هر که نماز برای آن می گزارد تا به پشتیِ آن، نان خورد هر که نماز برای آن می گزارد تا به پشتیِ آن، نان خوردو شیخ -سلام الله علیه- فرمود:هر که نماز برای آن می گزارد تا به پشتیِ آن، نان خورد،نماز گزاردنش نان خوردن است.و هر که نان برای آن می خورد تا به قوّت آن، نماز گزارد،نان خوردنش نماز گزاردن است.مناقب...
جامی شکسته دیدم در دست می فروشی - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:30
جامی شکسته دیدم در دست می فروشی جامی شکسته دیدم در دست می فروشیجامی شکسته دیدم در دست می فروشیگفتم چرا شکستی از چه چنین خموشی؟گفتا به دست یاری روزی نشسته بودمدر بزم می فروشان از غم گسسته بودمتا عاشقی بیامد آتش به دل ز صبرااز. سوز آن نگاهش دردی نشست ما رابا گوشه نگاهش با حالتی طلب کرداز او سخن نگفته ...