پیام چشم یار و خیال ،خواندنی است
یک غمزه و پریشانی مویش کفاف
میلِ ما را همین ها ، کشاندنی است
دلی که من دیده ام ، مستعد عشق بود
بذر عشق ، در این دل نشاندنی است
اما چُنین حُسنی که یار من دارد
ما را تا ابَد ، پیِ خویش دواندنی است
ما با خیال و او بی خیالِ ماست
تشنه را ، امید سراب هم رساندنی است

صد بار تمنّا می کنم ، تو را ای صنم
آیا هزار بار بوسه ات ، چشاندنی است ؟
دیوانه که نبودیم ، حُبَّت به دیوانگی کشاند
کجا ؟ به این دیوانه سنگ پراندنی است
هر چند گره من با خنده باز نمی شود
اینجاست که این دیوانه ، نراندنی است
گفتم ، نگفتم : که بی نگاهی می گذرد
گفت : که بیگانه از دل تکاندنی است
" یوسف "
" controls="controls" autoplay="autoplay" loop="loop" style="max-width:95%;">
ساخت کد موزیک
برچسب:
نویسنده: marefateyar