آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «غزل. قصه ام شد ، که مرهَم باشد» را در ادامه بخوانید.
قصه ام شد ، که مرهَم باشد
هر کجا بود ، به یادم باشد
اگرم خوشه ی گندم خواستم
بزند قیدِ بهشت ، جراتِ آدم باشد
به خزان گر برسم ، تابشِ او
مثل خورشید اگر کم ، باشد
من به او تکیه کنم ، مثل دو کوه
سایه وار ، پشت و پناهم باشد

سِرِّ عشق چیست ؟ که بیگانه کُش است
مگر از روح و دل ، حاتم باشد
فرق من با تو ... هزار ساله رَه است
گُلِ گم کرده ی من باد که مریم باشد
صبر کن ! خواستم از غیرتِ عشق ، سرخ شوی !
ور نه دلبر همان سایه اعظم باشد
گفتم : این بار اگر بوسه نداد ... ؟
گفت : که عشق است ، همش غم باشد
" یوسف "
" controls="controls" autoplay="autoplay" loop="loop" style="max-width:95%;">
ساخت کد موزیک
برچسب:
نویسنده: marefateyar