
غزل. شاید میوه ی رسیده ، دلش دارد غزل. شاید میوه ی رسیده ، دلش داردشاید کسی از آن بلد باشدیا عاشقی ، قشنگ بلد باشد شاید میوه ی رسیده ، دلش داردمشتاق دستی در این سبد باشد ای کاش قاصدی ، نامه ای ، چیزی ...نسخه ی حیات این جسد باشد من دیوانه ، او که عاقل است ، چرا رفته ؟می تواند ؟ مدیونِ من تا اَبَد باشد ؟ هی می روم و می آیم کنار پنجره ...کیست ؟ که شاهد جذر و مد باشد من با تمام درد ، باز هم نمی روم کسی هست ؟ عاشقی را تمام قد باشد گفتم : بخندی روزی از رو به روگفت : آن که در عشق صد باشد " یوسف "آمار...
ادامه مطلب